تبليغاتX
خالـــــــــــــــــــــق عاشق

خالـــــــــــــــــــــق عاشق

زن، منشآ احساس نابی است که خالق عاشق

 به عنوان یک موهبت به مرد شناساند.

+حميدنوشت در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت14:1

سلام بر دوستان عزیز.امیدوارم حال همه تون خوب و خوش باشه.
من یه مدته خیلی سرم شلوغ بود و نتونستم خدمت برسم.
هم امتحان داشتم و هم 27م عروسیم بود.سال جدید رو با متاهل
شدن شروع کردم.به امید متاهل شدن همه مجردها بخصوص
دوستای گلم،و خوشبخت بودن همه متاهلها...
سال جدید هم به همه تون تبریک میگم.
این تبریک و آرزوی موفقیت مخصوص برای یه دوست خوب که ارزو
داشتم تلفنی باهاش حرف بزنم ولی نشد،یعنی نخواست...
دوست عزیز انشالله سالهای سال با خوبی و خوشی و موفقیت
روز افزون در کنار خانواده ات زندگی کنی و یه همسر لایق هم
نصیبت بشه

+حميدنوشت در جمعه چهارم فروردین 1391 ساعت13:27 |

سلام دوستان عزیز خوب هستین؟از دیشب خیلــــی از
دوستان از طریق پیامک و نظر  و... روز والنتاین رو تبریک
 گفتن .منم یاد مطلب پارسالم افتادم که تـــو همین روز
نوشتم.خودم الان رفتم و یه بار دیگه خوندمش و بهش
فکر کردم.ازشما هم میخوام برین و یه بار دیگه بخونیدش.
تو آرشیو بهمن 89 هست...

+حميدنوشت در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت14:7 |


یکسالی به طول می انجامد تا زندگی را به گونه ای دیگر
آغاز کنیم...

پروردگار تک تک روزهای سال را به ما بخشیده تا شروعی

جدید داشته باشیم...

پس هرگز نا امید نباشیم...

زیرا در هر روز شانسی هست برای شروعی دوباره...

و من، امروز در سالی جدید از زندگیم می گویم:

آه ای پروردگار بی همتا، صدایم را بشنو و من را در

این شروع دوباره،لایق محبتت قرار بده و تنهایم مگذار...

+حميدنوشت در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت11:18 |

در ذهنم غوغایی شکل گرفته از جنس بلوغ...! زیبایی هایی که دیروز

آنها را زیبا می دیدم دیگر زیبا نیستند و شاید هم زشت!

واژه های عشق پاک ،عاشق و عشق با ذهنم دیگر بیگانه اند...

خیلی دوست دارم مثل گذشته باشم که

(عاشق عشق پاک بودم) اما...

الان هم در خانه ام به روی عشق باز است اما، اما عشقی که

میزبانش خدا باشد

خدایی که برایمان لبخند بزند و ما را ببوسد و در نهایت

در راه مان بگذارد.

خدایی که برایمان حرف می زند،

و مرا با تو ، به وسیله تو را با من، کامل می کند

 من این عشق را دوست دارم چون با آن عاشق می شوم.

با آن متبرک می شوم. با آن زیبا می شوم و زیبا می مانم و پایبند...

چون خالق عشقم ، خود نیز عاشق  است...  

+حميدنوشت در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت17:28 |

  شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب

به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر(آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتـاب دراول

ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیـاری ازدیگراقوام

شب یلدا راجشن می‌گیرند.این شب درنیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف

است و به همین دلیل از آن زمان به بعدطول روز بیش‌تر وطــــول شب کوتاه‌ تر

می‌شود"یلدا" واژه‌ ایست. به معنای "تولد" برگرفته از زبان سریانی که از شاخه‌

های متداول زبان "آرامی" است. زبان "آرامی"یکی از زبان‌های رایج در منطقه

خـاورمیانه بوده‌است. برخی بر این عقیده‌اند که این واژه در زمــان ساسانیان که

خطوط الفبایی از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارســـــی شده‌است.

واژه «یلدا» به معنای «زایش زادروز» و تولد است. ایرانیان باستــــــان با این

باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شـــوند و تابش نور

ایزدی افزونی می‌یابد،آخرپاییزواول زمستان راشب زایش مهریا زایش خورشید

میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این روبه دهمین ماه سـال

دی (به معنای روز) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.


ادامــه مـطــلــب

+حميدنوشت در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت1:6 |

سلام دوستان عزیز.خوبین؟خواستم یه چیزی بگم،متاسفانه چند

روزه یه نفر با اسم وآدرس من میره تو وب دیگران و نظر می ذاره.

وسوالای خصوصی و عجـــــیب و غریب می پرسه. از همین الان

بگم که اگه چیزی پرسیدن، دوستان گــل من رو می شناسن و

میدونن حد و حدود رو رعایت میکنم.و از اون یه نفر هم خواهش

میکنم که دلیل کارشو بگه و این کارو نکنه..

+حميدنوشت در جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ساعت21:17 |

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود...

گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود...

گاهی هزار دوره دعا، بی اجابت است...

گاهی نگفته،قرعه بنام تو میشود..

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست...

گاهی همه عالم،گدای در تو میشوند...

(و زیباییهای زندگی از  اینها است)


چشمانمان را بر گذر قاصدکها باز کنیم که زمان،

ساز سفر میزند...

دستهایمان را به دست هم دهیم،دلهایمان را یکی کنیم،

بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم،

باور کنیم که همه ما،خاطره ایم

دیر یا زود،رهگذر قافله ایم...

(و زیباییهای زندگی از  اینها است)


دوستان و بستگانی هستند به مانند کوههای سر

به فلک کشیده،استوار و بزرگ.

رفاقت با آنها شرف است و مصاحبت با آنها ضمانت سلامت،

در کنار آنها بودن حق است،و فراموشی آنان ،محال

و دعا برایشان واجب، پس برایشان دست به دعا برداریم

(و زیباییهای زندگی از  اینها است)


فلسفه الاکلنگ بزرگی کسی است که فرو مینشیند

تا دیگری پرواز را تجربه کند.


تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش،خواهی دید آن

لحظه هیچگاه فرا نمیرسد

وقتی رد پای کسی که آسودگی را از من گرفت دنبال کردم

به "خود" رسیدم


در تمام رنجهایی که میبریم،"صبر" اوج احترام به حکمتهای

الهی است


(و زیباییهای زندگی از  اینها است)


دیروز سالگرد آشنایی من با یکی بود.البته شروع آشنایی نه،

شروع دوستی،دوستی که هــم سنش هم تجربه اش و هم

تحصیلاتش از من کمتره،ولی چیزهایی رو که ازش یادگــرفتم

بیشمار هستن.کمکها و راهنمایی هایی رو که بهم کرده نمی

تونم جبران کنم.دیدگاهش نسبت به زندگی با من تفاوتهایی داشته

و داره که هرکدامش برای من بسیار زیبا و مفید بودن.وبه نظر خودم

جزء دو سه تا دوستی برتر دوران زندگیم بوده و هست.همیشه خدا

رو شکر میکنم به خاطر دوستی که سر راهم قرارداد وبرای پاره نشدن

رشته این دوستی،شما هم برای تداوم این ارتباط برام دعاکنید.دوست

من میدونم میایی و اینو میخونی،بدون حتی یه کلمه اش از نظر خودم

اغراق وتعارف نیست.

دوستت دارم دوست خوبم

+حميدنوشت در جمعه هجدهم آذر 1390 ساعت10:7 |

سلام دوستان گلـم.خوبین؟ خوشین ؟سلامتین؟ امشب چیز

خاصی ندارم که آپ کنم،فقط اومدم بگم که خیلی خوشحالم،

یه مدت پیش نامزدی کردم و امروز جواب آزمایشهای ژنتیک رو

 گرفتم و شکرخدا مشکلی نداشتیم.انشالله تو این هفته عقد

 میکنیم. از اون طرف هم برای ارشد قبول شدم و بازم به جمع

 دانشجوها برگشتم.خلاصه که بزنم به تخته همه چی بر وفق

 مرادداره می چرخه.راستش روبخوایین نمی دونم چجوری باید

 از خدا و بعدشم بابا مامانم تشکر کنم،

شما راهی رو سراغ دارین؟؟؟؟

انشالله خدا همه چیزها و اتفاقات خوبی رو که به صلاحه، برای

همه دوستـــــان پیش بیاره. البته همیشه این یادمون باشه که

خداوندبهترینهای خود را به کسی می بخشد که حق انتخاب را
به خودش می دهند.
سعی میکنم به زودی یه مطلب دیگه بذارم.فعلا...

             در پناه خالق عاشق

+حميدنوشت در شنبه شانزدهم مهر 1390 ساعت23:23 |

خدایا ، من فارغ التحصیل شده ام ،

آیا اکنون نشانم خواهی داد که چگونه خردمندانه به کارش گیرم؟

و راهی بیابم تا به نوعی دنیایی که در آن زندگی میکنم

را در حد توانم بهتر کنم؟

و رویایی با مشکلات زندگی را ذره ای آسانتر نمایم؟

به من ایمان و جرٍآت ده ، و موثرترین راه بندگی ات را نشانم دهد.

شاید آن زمان یاد بگیرم ، برطبق خواست تو گام بردارم،

شاید تنها در آن زمان علم، دانش و مهارتم ارزش داشته باشند و

به کمال حقیقی برسند!

شاید که همیشه آگاه باشم،

از کارهایی که انجام میدهم،

آن آگاهی که از دانش می آید

و بصیرتی که از تو نشات بگیرد!!!

+حميدنوشت در دوشنبه دهم مرداد 1390 ساعت13:31 |

X

خوشم ای دوست به من گرهمه مهرت کین است
زانکه با کین توام سابقه دیرین است.
بیستون کندن گرچه بود از خسروعشق
شهرت از کوهکن،اما هنر از شیرین است.
نقدجانی به کف،امید تو در دل لیکن
دختر وصل تو ای دوست،گران کابین است.
دانه خال به رویت چو سپند است و عجب
که بر آن آتش سوزنده،چه با تمکین است.
گر به میزان نرسد دست تو درروز حساب
پشت شاهین شکند،بس که گنه سنگین است.


Home
.Bahar 20.
ايميل

مشخصات حميد

Archives

فروردین 1391

بهمن 1390

دی 1390
آذر 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
بهمن 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386



دوستان خوبم

خدمات وبلاگ نويسان
خوش خیال کاغذی
تنها بامشاور
ستاره ی شب من
كتيبه عشق فريد ونفس
هه تاو
جاده ارغوانی من
آبجی بزرگه وداداش کوچیکه
انسان،خدا گونه اي در تبعيد
ناله های دل من
و خدا هست هنوز...به خدا هست هنوز...
درد دل
بصیرت
مهندس ايده ايراني
هم نفس زندگي ام
دختر گرگانی
خسته ام
مهلای بارانی
قالب های جدید وبلاگ


LinkDump

كد جديد جاوا
آرشیو پیوندهای روزانه





آمار سايت


تعداد بازديدها: